سال نو مبارک.ایشالا که سال جدید سال پرخیر و برکتی واسه تون باشه و بتونید به تمام اهدافتون برسید.
منم از روز اول عید تا امروز که یازدهم هست خونه ی مامانم بودم.حتی شبا هم همونجا میخابم.روز اول عید یه اتفاق بد واسه مون افتاد .دایی م که در طول یه سال یه بیماری ناشناخته گرفته بود یهو فوت کرد.همون دایی که خیلی حمایتم میکرد و پستای قبل در موردش صحبت کرده بودم.خلاصه که سال جدیدمون با ناراحتی شروع شد.
زیاد نمیخوام وارد مباحث بد میشم.مورد بد اینه که در حال حاضر مشکوک به بارداری هستم.نمیدونم خوشحال باشم یا ناراحت.بچه خیلی دوس دارم ولی تو این شرایط یه خورده نگرانم.شوهرم که حقوقش زیاد نیست.تازه همینم به موقه نمیدن.خدا ازشون نگذره که اینهمه مال و ثروت دارن ولی من باید نگران اومدن یه بچه تو زندگیم باشم.ایشالا خیر نبینن.خواهرشوهرم همه چی بالا کشیده ایشالا که از گلوش پایین نره.
این موردم شنبه مطمعن میشم که مثبته یا منفی.بازم مثل همیشه توکل میکنم به خدا.ایشالا خودش مثل همیشه کمکم کنه.
وقتی خونواده شوهر خواهرم میبینم که چطور پشت بچه شون هستن خیلی حرص میخورم.خدایا این لجنا چی بودن نصیب من کردی.هیچوقت نمیبخشمشون.از خدا میخام هر چی بدتره سرشون بیاد .
ببخشید دوستای گلم اول سالی ناراحتتون کردم.اینجا تنها جایی هست که میتونم حرف دلمو بزنم.مثل همیشه واسه م دعا کنید که خدا پشت و پناهم باشه هیچ امیدی جز خدا ندارم.
بیتا...ما را در سایت بیتا دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 244