هفته ی پیش بابام رئیس یکی از اداره ها رو دیده بود و یه رزومه از شوهرم بهش داده بود.منم اصلا تو فکرش نبودم و فکر میکردم مثل هزار جای دیگه هست که رزومه میدی و بعد هیچ خبری نمیشه.برخلاف انتظارم دو روز بعد با شوهرم تماس گرفته بودن و گفته بودن بیستم ساعت نه اداره باش.کلی امید و استرس داشتم.چون واسه زندگیمون خیلی سرنوشت ساز بود و این شغل میتونست زندگیمون رو از این رو به اون رو کنه.
منم بهترین پیراهن و شلوار واسه شوهرم گذاشتم که همون روز بپوشه و بره.وقتی هم که اداره بود همش دعا میخنوندم و از خدا میخاستم کمکش کنه.
دل تو دلم نبود تا ساعت 11 که شوهرم زنگ زد و گفت مصاحبه تموم شد.پنج نفر واسه مصاحبه اومده بودن.دیگه چیزی نگفتن که چند نفر نیاز دارن.بعد از مصاحبه گفتن باهاتون تماس میگیریم.
از دیروز تا الان خبری از تماسشون نشده.دوس ندارم ناامید بشم حتی اگه شوهرم اصلا قبول نشه.الان میفهمم که چقد ضعیفم.همیشه وقتی کسی از خدا ناامید میشد با خودم میگفتم چقد ایمانش ضعیفه آدم باید تو هر کاری به خدا توکل داشته باشه حتی با دل شکسته هم باید به خدا امید داشت.نمیخام ناامید باشم با خودم مبارزه میکنم و فقط به خدا توکل میکنم.من همه ی سعیم کردم امیدم فقط به خداس.
دوستای گلم شما هم واسه م دعا کنید.دعا کنید با شوهرم تماس بگیرن.
بازم مثل همیشه خدا رو شکر میکنم و به امید روزهای بهتر
بیتا...ما را در سایت بیتا دنبال میکنید
برچسب: کارتون,کارت ملی هوشمند,کار,کارما,کاریابی,کار در منزل,کارت ویزیت,کارینا کاپور,کارتون باب اسفنجی,کاریکاتور, نویسنده: بازدید: 276